قالب وبلاگ

X
تبلیغات
نماشا
رایتل

روان شناسی
روان شناسی یادگیری،شیوه های مطالعه، مهندسی معکوس تست های کنکور 
آخرین مطالب
بازی های جذاب و مهیج

تاریخچه و مبانی نظری مشاوره(1)
مقدمه
مردم اعصار گذشته،به یقین همان قدر دچار قحطی گسترده،آشفتگی اجتماعی،جنگ و ویرانگری بوده اند که ما هستیم،لیکن تنها در روزگار ماست که بقای آدمی و نیز جانداران در معرض تهدید جدی قرار گرفته است.بحران در جهان بیرون با بحران دیگری در جهان درون همراه شده است.
ویرانگری های عظیم و خانمان سوز جنگ جهانی اوّل و دوم چنان میراثی از سرخوردگی و بی اعتمادی برای انسان ها ی قرن بیستم بر جای گذاشتند که در تاریخ بی سابقه است .«آمریکا یی ها شاهد موجی از افسردگی معنوی و شکاکیت مذهبی بودند که بسی گسترده و ویرانگر بود»(بلیو، هورتن،به نقل از هُندی،1960،ص 6).در نیمه ی قرن بیستم ،این امر بدیهی شمرده می شد که دنیای نوین در میانه ی «عصری از اضطراب »،«روزگار آشفتگی معیارها و ارزش ها »و«ناامنی دردناک» به سر می برد .(رولوی ،1935،ص 7)در حقیقت آن چه انسان امروز گرفتار آن است مصیبتی است که از دامان بی هویتی و یا بدهویتی دینی نشأت می گیرد .انسان پست مدرن به دنبال معنا خواهی جدیدتر و روشن تری است.
عدالت ،هدف خواهی ،صداقت و درک خوبی ها مضامینی هستند که انسان امروزی به عنوان گمشده ی خود در پی جستجوی آن است،کثرت گرایی در علوم به خصوص علوم انسانی از یک طرف ،نشان از سلامت و خلاقیت است و از طرف دیگر جزیی نگری و تک بعدی بودن این علوم را می رساند. اگر بتوانیم بستری فراهم کنیم تا تعریف انسان به صورت صحیح و نه متعصبانه و غیرواقعی شکل بگیرد به طور حتم به بسیاری از مسایل و دغدغه های جوامع بشری پاسخ داده خواهد شد .حال سؤال این است که کدام مکتب یا رویکرد فکری راهنمای ما در تعریف انسان باشد؟و سؤال دیگر آن که آیا روانشناسی نظریه ای جدا از دین در باب فهم انسان است و یا این که نشأت گرفته از آن؟

ارتباط روانشناسی و دین
مشترکاتی که در میان روانشناسی و دین ملاحظه می شود بعضی از تحلیل گران را واداشته است تا به برخی ازاَشکال روان شناسی، خصلت یک جنبش مذهبی را نسبت دهند .در پس این شکل های ظاهری ،این اعتقاد نهفته است که پیروی از آموزه های دینی و روان شناسی سرانجام به رستگاری خواهد انجامید ،خواه به شکل امری شخصی و خواه به شکل سلامت بیمار یا دگرگونی جامعه .
میان سنت های دینی و گرایش های ویژه در روان شناسی پیوستگی وجود دارد.مثلاً بسیاری از آموزه های اصلی روان کاوی از پیش در ادبیات عرفانی موجود بوده است (دیوید باکان 1965).یا گفته می شود که بخش زیادی از روان شناسی انسان گرایانه معاصر تحت نفوذ جوّی مذهبی است و در آن موضوعات مذهبی، فلسفی و روان شناختی بدون تمایز درهم آمیخته است(مورنی و کواچ ،1972).
پیوستگی تاریخی سنت های دینی و آرای روان شناختی معاصر را می توان در قالب وظایفی که این دو به عهده گرفته اند نیز تبیین کرد.سنت این بوده است که سؤالات مربوط به ماهیت وجود انسان را در چهارچوب دین پاسخ داده اند.امر حیاتی تنظیم و درک زندگی شخصی و اجتماعی به طور گسترده از طریق آموزه ها و مراسمی صورت می گرفت که بخش عمده ای از سنت ها ی مذهبی جهان را تشکیل می داد .امروزه بسیاری از این مسایل و امور به روان شناسان محوّل شده است .اکنون از آن ها انتظار می رود که درباره ی ماهیت انسان مطلع باشند ،کسانی را که با مشکل مواجهند راهنمایی کنند و به کلّ مسیر زندگی از تولد تا مرگ را معنا دهند. چه بسیار وقت ها که روان شناسان به مسئله ی خیر و شر ،اخلاق و مسئولیّت اجتماعی می پردازند .(برادنینگ ،1987 ؛اس .جونز،1994).مرز مشترک دین با روان شناسی ،به ویژه روان شناسی بالینی ، امکان گفتگو و رابطه ی سازنده تر را میان دین و روان شناسی فراهم می آورد که راه را برای تغییرات مهم در آموزش و درمان بالینی هموار می کند .برادنینگ برای روان شناسی به عنوان علم ،الزاماتی هم قایل است :به جای آن که عقاید مذهبی را تعصباتی منحرف کننده بداند که در روند پژوهش باید بر آن چیره شد ،این دیدگاه را می پذیرد که برای آن که اساساً از چیزی ادراک و فهمی لازم حاصل شود لازمه اش وجود نوعی از تعصبات در پیش فرض هاست.به نظر او آن چه مهم است به رسمیت شناختن وجود پیش فرض ها و آگاهی از اثرات آن است.باید بر اساس پیش فرض هایی که اصیل و واقعی است مبنای فعّالیّت های روان شناختی پی ریزی شود.آگاهی از چهارچوب های دینی در باب انسان شناسی،نوشتن نسخه ای متقن در باب رفتارشناسی انسان هاست .

نیازهای ضروری بشر کدامند؟
هر نوع برنامه ریزی و ارایه ی خدمات باید همسو با نیازهای مخاطبان و یا سازمان مربوط به آنان باشد.انسان به عنوان اشرف مخلوقات دارای نیازهایی است که شناخت به موقع و اقدام صحیح در جهت رفع آن نیازها، نجات بخش و پیش برنده خواهد بود و انسان را به قله ی سعادت و کمال خواهد رساند.در این جا با استناد به آیات قرآن و سنت پیامبر (ص)و ائمه ی اطهار (علیهم السلام)شواهدی را برای این موضوع عرضه می کنیم.

1ـ تربیت جسمی
«ان لجسدک علیک حقّاً»بدن تو به گردنت حق دارد(1) اگر چه فلاسفه و دانشمندان هنوز نمی دانند میان جسم و روان چه رابطه ای وجود دارد ،سنت های دینی مدت هاست که به تأثیر عمیق اوضاع جسمانی بر حالات روان شناختی یا «روحی»پی برده اند.تعالیم مذهبی اغلب شامل ریاضت هایی است که به طور مستقیم بر جسم اعمال می شود.
آن چه کمتر از این عجیب است، اما اهمّیّتش چندان کمتر نیست، شرایط عادی جسمانی است که بدون آن هیچ گونه تجربه ی مذهبی به وجود نمی آید .اول از همه، اندام های زنده ای لازم است که به ادراک و واکنش قادر باشند .بسیاری از آیین ها یا اعمال مذهبی برای کاربرد اندام های حسی ،به ویژه چشم ،گوش، بینی،زبان و... طراحی شده اند .خلاصه این که نمی توان رفتار مذهبی یا تجربه ای را یافت که در عامل جسمانی ریشه نداشته باشد.

2ـ تربیت عاطفی
تربیت عاطفی بر کنترل هیجانات و علایق،رشد عواطف و جهت دهی مثبت آن ها تأکید دارد.
«والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس و اللّه یحب المحسمین» کسانی که خشم خود را فرو می خورند و مردم را می بخشند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد(2).
این آیه ی شریفه ،افراد را به کنترل هیجانات ،یافتن روحیه ی بردباری و بخشش و محبت به مردم با وجود رنجش از آن ها تشویق می کند.

3ـ تربیت اجتماعی
تربیت اجتماعی به بهبود مناسبات فرد با دیگران (خانواده،دوستان، جامعه و مسلمانان )تأکید دارد.
«انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم »همانا مؤمنین با هم برادرند پس بین برادران خود صلح برقرار کنید (3).

4ـ تربیت اخلاقی
تربیت اخلاقی بر شکل گیری منش ها و رفتارهای خداپسندانه در فرد تأکید دارد.«لقد کان لکم فی رسول اللّه اسوِة حسنه» همانا پیامبر خدا الگوی نیک رفتاری برای شماست (4).

5ـ تربیت عقلانی
منظور از تربیت عقلانی رشد اندیشه و تفکر در انجام هر کار،تصمیم گیری عاقلانه ،توجه به منطق و استدلال در پذیرش عقاید، کسب تفکر خلاق،توانایی در حلّ مسئله،درک رابطه ی علّت و معلول، درک انواع روابط بین پدیده ها ،توانایی تجزیه و تحلیل امور،در نظر گرفتن جوانب کار و تقویت روحیه ی پرسش گری است.
«انّ فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل والنهار لآیات لاولی الالباب»(5)
حضرت علی (ع) می فرمایند:«کل شیء یحتاج العقل و العقل یحتاج الی الادب».(6) همه چیز نیازمند عقل و عقل نیازمند ادب است.

6ـ تربیت اعتقادی و معنوی
منظور از تربیت اعتقادی ،شناخت اصول و مبانی دینی ،هستی شناسی و رشد معنویات و فضایل اخلاقی و انسانی ،آگاهی از دستورات دین و انجام عمل صالح است .اصول اعتقادی پایه و اساس جهان بینی انسان است .

مفهوم مشاوره در تفکر ادیان
تفکر دینی و باور به تفکیک دو موجودیت «قدسی»و «ناقدسی »از ریشه ای ترین باورهای انسانی به شمار می آید که منشأ آن در گذشته از اعتقادات اسطوره ای ناپدید می شود .ادیان بزرگ الهی (یهودیت ،مسیحیت و اسلام )را به نسبت اشکال ابتدایی باور به تقدّس باید بسیار متأخر به حساب آورد.از این رو در بررسی اندیشه ی انسان شناختی در ادیان باید به این نکته توجه داشت که پیوند میان اسطوره شناسی و اعتقادات دینی به ویژه در زمان ها ی دوردست و باستانی تقریباً عمیق است و این دو را نمی توان از یکدیگر جدا کرد .اما تقریباً در تمامی اندیشه های دینی محورهای مشترکی وجود دارد که می توان آنها را همواره در برداشت آنان از مفهوم «انسان»مشاهده کرد .مهم ترین محور در اینجا خدا محوری است که همه ی پدیده ها را به مثابه ی نوعی تجلی از وجود و اراده ی خدا درنظر گرفته و در آن رابطه تعریف می کند.در این بعد، تعریف و برداشت از پنداره ی «خدا»خود به درک و برداشت از پنداره ی «انسان»تأثیری تعیین کننده دارد .در این گفتار سعی می کنیم با توجه به تعاریف ادیان از انسان زمینه ای مناسب جهت مباحث مشاوره ای مطرح نماییم.

زرتشت
دین زرتشت که ریشه ی آن در ادیان هند،ایران باستان و سنت اهورایی است،از قدیمی ترین ادیان نظم یافته در جهان به حساب می آید که عمری برابر یا بیش تر از یهودیت دارد .آن چه در دین زرتشت مطرح است ،تقابل میان پاکی و ناپاکی است که به صورت وسواس گونه و بر تمامی عناصر حیات اجتماعی حاکم است. اندیشه ی انسان شناسی در این دین ،بیش تر بر محور رابطه ای شکل می گیرد که به رفتارهای سیاسی انسان در عرصه ی اجتماعی باز می گردد.انسان به همان اندازه می تواند خدایی باشد که شیطانی است؟و این امر در همه ی سطوح تا حد شاهان و روحانیون بزرگ نیز وجود دارد.دین سالاری ساسانی، کنترل اجتماعی سهمگینی را در جامعه به وجود آورده بود که تمامی رفتارها را به شدت زیر نظر داشت.کوچک ترین حرکات و اعمال باید بر اساس قوانین پیچیده و بسیار تودرتویی انجام می گرفت که کم ترین انحرافی از آن ها با مجازات های شدید در این جهان و با مجازات های باز هم سهمگین تر در جهان پس از مرگ همراه بود .
بر اساس نظریه ی دین زرتشت در مورد انسان،می توان این گونه تصور کرد که محور انسان شناسی، طبقه بندی انسانی در سلسله مراتب درونی و طبقه ای (روحانیون،جنگجویان و کشاورزان) است .تشخیص انسان سالم از بیمار،میزان پاکی و ناپاکی انسان هاست.روش پیش گیری و درمان ،ملزم نمودن افراد به پیروی از قوانین و مقررات اجتماعی و ارایه ی تقویت کننده های مثبت و منفی است .

یهودیت
شاید مهم ترین محور اندیشه ای که از دیدگاه تفکر انسان شناختی در دین یهود وجود دارد و آن را در سایر ادیان الهی نیز می یابیم ،تصویر هبوط یعنی سقوط انسان از موقعیت استعلایی و بهشتی خود به زندگی در رنج و سختی بر روی زمین است که در مفهوم «گناه نخستین»مستتر است.در دین یهود، انسان تصویری از خداست و از این رو شناخت انسان در واقع شناخت پروردگار است.به هر رو بینش یهودی تورانی را باید نوعی خدا محوری قوی به شمار آورد که در آن فاصله گذاری با اقوام دیگر کاملاً مشخص است.تأثیر منفی این اندیشه را بر حوادث کنونی در منطقه خاورمیانه نیز نمی توان نادیده گرفت و این خود از نمونه های گویای تداوم یافتن و تحول اندیشه های انسان شناختی در خلال تاریخ است.

مسیحیت
مهم ترین مفاهیم در بین پیروان این دین ،اصل تثلیث است که محوری ترین مشخصه ی یکتاپرستی مسیحایی است.باور به سه شکل خدای یگانه و هم گوهری کالبد مسیح (یعنی یک کالبد انسانی و نمادی از انسانیت ) و خدای تعالی ،در طول تاریخ عمده ترین تفاوت مسیحیت را با سایر ادیان الهی تشکیل داده است. در تفکر مسیحی به ویژه در شکل غالب آن ـ که هم چنان به تثلیث پایبند باقی می ماند ـ بعد استعلایی و ارزش انسان به مثابه ی موجودیتی حامل پیام الهی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.این بعد است که به مسیحیت از همان آغاز جنبه ی فراملّی می دهد ،به صورتی که اندیشه ی مسیحی می تواند انسان را نه به مثابه ی موجودی با خصوصیات فرهنگی ،قومی و نژادی متفاوت بلکه به عنوان موجودی واحد در اشکال و موقعیت های متفاوت در نظر بگیرد .لذا در این تفکر دینی انسان به دو بعد ذات انسانی و الهی تقسیم می شود ولی تأکید بیش از اندازه بر بعد الهی انسان باعث شده تا شناخت صحیحی از انسان حاصل نگردد و انسان (مسیح )پسر خدا لقب گیرد . داشتن نگاه انسان گرایی برگرفته از این تفکر است .

اسلام
اسلام با قرار گرفتن در جایگاه یک دین الهی که پس از ادیان دیگر می آید نه فقط آن ادیان و پیامبرانشان را به رسمیت می شناسد و حتی بخش هایی از کتاب مقدس خود را به ستایش از آن ها (مسیح، مریم، ابراهیم،موسی و...)اختصاص می دهد،بلکه رویکرد قوم گرایانه را به شدت پس زده و جای آن را به رویکردی کاملاً سیاسی و حتی دولت گرا می دهد .
اسلام ،بنیان گذار یک ایدئولوژی جدید است که به شدت با رسوم و مناسک پیش از خود مبارزه می کند :رسومی مانند فرزند کشی (انعام،140؛اسرا ،31)،زنده به گور کردن دختران (تکویر،8)،جادو و سحر(فلق،4)و... .
در بطن این تمرکز ،انسان به مثابه ی نماینده ای از خداوند بر روی زمین مطرح است .از این رو پنداشت اسلام از انسان از یک سو با نوعی جهان گرایی و فرا رفتن از حدود قومی و قبیله ای برای وحدت یافتن در یک ایدئولوژی خدا محور همراه است و از سوی دیگر با نوعی تقدس یافتن موجودیت انسان که در مفهوم رسالت انسانی عنوان می شود و به صورتی روشن بیش تر به پنداره ی انسان در مسیحیت نزدیک است تا به مفهوم انسان در یهودیت. پیوند حیات مادی انسان با حیات معنوی او سبب می گردد که اسلام مبدل به یکی از سیاسی ترین ادیان الهی شود،دینی که حضور دایم در زندگی روزمره و رفتارهای اجتماعی انسان ها دارد و یک پروژه ی عمومی را برای زندگی این جهان آن ها پیش رویشان می گذارد .در ادامه ما برآنیم تا ضمن بررسی انسان از دیدگاه اسلام به آسیب شناسی انسان با دیدگاه غایت نگر و ارایه ی راهکارها در این خصوص بپردازیم.

خود شناسی در تفکر اسلام
تا خود را نشناسیم ،چگونه می توانیم به وظایفی که در برابر خود داریم ،عمل کنیم؟نه تنها خود را، بلکه وظایف را هم باید بشناسیم. شناخت خود و وظایف خود ،کاملاً به هم مربوط هستند .مبنا و اساس وظیفه شناسی ،خود شناسی است. از این بالاتر هم گفته اند:اگر کسی خود را بشناسد ،خدای خود را هم می شناسد .با توجه به این بیانات، خود شناسی مقدمه ی خداشناسی است. اگر ذی المقدمه از پراهمیت ترین امور باشد ،مقدمه هم از پر اهمیت ترین است .امام صادق(ع) شناخت مقام و ربوبیت را از برترین و واجب ترین واجبات شمرده است.پس باید بگوییم :شناخت نفس هم از برترین و واجب ترین واجبات است.در روایت صوفیان آمده است که «کمیل بن زیاد» گفت به مولایمان امیرالمؤمنین (ع) عرض کردم:مگر جز نفس واحد،نفس دیگری هم هست ؟فرمود:ای کمیل ،نفس چهارتاست:نامی، نباتی،حسی حیوانی ،ناطقه ی قدسی. مرحله ی نباتی عهده دار تربیت و سلامت بدن است و مرتبه ی حسی حیوانی ،کار قوای حس را تدبیر و تنظیم می کند و ناطقه ی قدسی که فراتر از احساس عمل می کند ،به تفکر و تعقل می پردازد و مرتبه ای است که اگر نفس به آن مرتبه برسد ،مقامش مقام خلیفة اللهی است که پیامبران و اوصیا و ائمه از مظاهر آن در عالم انسانیت می باشند.در تفکر اسلامی، انسان مسافری است که از خاک تا نطفه،سپس علقه،آن گاه مضغه،بعد استخوان ها و اسکلت موزونی که به گوشت پوشیده شده طی مراحلی رشد می کند و سرانجام قبل از آنکه متولد شود،به مقام «ثُمَّ أنشأناهُ خَلقاً آخَر»تشرف می یابد.در این مقام است که به آفرینش دیگر می رسد.تاکنون انسانِ بالقوه بود و اینک انسان بالفعل شده است.هر چند هنوز به فعلیت نهایی نرسیده و مسیر سختی در پیش دارد،تا انسان کامل بشود .
نوزاد ،انسان است ،ولی انسان ناقص.اگر تن به مسئولیّت دهد و در مدرسه ی دنیا که دار تکامل است،مجاهدت کند و زرق و برق ها او را نفریبند و سرگرمش نسازند، به مراتب عالیه ای می رسد که هدف و غایت خلقت است. در این دیدگاه انسان همان روح است .بدن در حکم ابزار برای روح است .ابزار،غیر از صاحب ابزار است؛ولی ابزار، به اعتبار تعلقش به صاحب ابزار، قداست یا خباثت می یابد. بدن مؤمن ،مقدس و محترم است؛ولی بدن کافر ،خبیث ،پلید و موهون است.در تفکر اسلامی انسان از راه تزکیه و تهذیب به کمال می رسد و در آخرت ،از آن بهره می گیرد.نه اینکه از رسیدن به کمال مأیوس است .استاد مطهری برای انسان به فطرت دل قایل شده است. فطرت دل ،یعنی میل خداجویی و خداخواهی انسان.انسان به گونه ای آفریده شده که به حسب ساختمان خاصّ روحی خود،متمایل به خداست.او نخست به ادبیات مثنوی اشاره می کند که میل خداخواهی انسان را به میل کودک به مادر تشبیه کرده و درباره ی آن گفته است :
همچو میل کودکان با مادران
سرّ میل خود نداند در جهان
هم چو میل مفرط هر نومرید
سوی آن پیر جوان بخت مجید
جزء عقل این از آن عقل کل است
جنبش این سایه زان شاخ گل است.
سایه اش فانی شود آخر در او
پس بداند سرّ میل و جستجو
آن گاه می گوید:«غریزه ی خداجویی و خداخواهی نوعی جاذبه ی معنوی است ،میان کانون دل و احساسات انسان از یک طرف و کانون هستی ،یعنی مبدأ اعلی و کمال مطلق از طرف دیگر ...»، ایشان می فرمایند در قرآن مجید و آثار قطعی پیشوایان بزرگ اسلام، دلایل زیادی وجود دارد مبنی بر این که مسئله ی فطری بودن دین و توجه به خدا سخت مورد توجه بوده است .ظاهراً قرآن اولین کتابی است که این مسئله را طرح کرده و اکنون پس از چهارده قرن ،دانش بشر ،آن را تأیید می کند.

پی نوشت ها :

1. کنزالعمال ، جلد 3، صفحه ی 54 .
2. قرآن کریم ، سوره ی آل عمران ، آیه ی 134 .
3. قرآن کریم ، سوره ی حجرات ، آیه ی 10 .
4. قرآن کریم ، سوره ی احزاب ، آیه ی 21 .
5. قرآن کریم ، سوره ی آل عمران ، آیه ی 190 .
6. غررالحکم ، جلد 1، صفحه ی 691 .

[ پنج‌شنبه 28 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 12:51 ب.ظ ] [ حسن زارع ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
تبلیغات
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 16721