قالب وبلاگ

X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

روان شناسی
روان شناسی یادگیری،شیوه های مطالعه، مهندسی معکوس تست های کنکور 
آخرین مطالب
بازی های جذاب و مهیج

روش های تربیتی 
 الف. زمینه سازی ( ایجاد زمینه سالم تربیتی )
 یعنی با فراهم نمودن بستر مناسب ،‌امکان پدید آوردن فضائل اخلاقی را در حد بالایی فراهم آوریم و برعکس از ایجاد زمینه هایی که باروری منفی دارد و می تواند رذایل اخلاقی را بپرورد پیشگیری کنیم . رهنمودهای اسلام در این باره ، قابل توجه است : 1.در انتخاب همسر (که از ارکان خانواده است )باید به فضائل اخلاقی وی توجه شود ، در حدیثی آمده : حسن الاخلاق برهان کرم الاعراق(67) 2.تغذیه مناسب مادر در دوران حمل 3.انتخاب نام نیکو برای فرزند ( الاسم یدل علی المسمی) 

روش های تربیتی
 
 
الف. زمینه سازی ( ایجاد زمینه سالم تربیتی )
 یعنی با فراهم نمودن بستر مناسب ،‌امکان پدید آوردن فضائل اخلاقی را در حد بالایی فراهم آوریم و برعکس از ایجاد زمینه هایی که باروری منفی دارد و می تواند رذایل اخلاقی را بپرورد پیشگیری کنیم . رهنمودهای اسلام در این باره ، قابل توجه است : 1.در انتخاب همسر (که از ارکان خانواده است )باید به فضائل اخلاقی وی توجه شود ، در حدیثی آمده : حسن الاخلاق برهان کرم الاعراق(67) 2.تغذیه مناسب مادر در دوران حمل 3.انتخاب نام نیکو برای فرزند ( الاسم یدل علی المسمی)
 
 
ب. اسوه سازی
 
 اُسوه یا اِسوه عبارت از حالتی که انسان به هنگام پیروی از غیر خود ، پیدا می کند و برحسب اینکه پیروی از چه کسی باشد .ممکن است اسوه ای نیک یا بد برای انسان فراهم آید .قرآن نیز برای انسان اسوه تعیین میکند : لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه » (68) و (69) وجود الگوهای محبوب در جامعه ، به خودی خود افراد آن محیط را به سوی آنان سوق می دهد و مکارم اخلاقی ایشان را ، دیگران الگوبرداری می کنند .از مهم ترین وظایف یک مربی ، معرفی اسوه های اخلاقی وانسانی می باشد تا به توسط آن محیط تربیتی را مساعد گرداند . قرآن الگوهای موثری چون ابراهیم قهرمان بت شکن وعادت شکن، اسماعیل نماد تسلیم دربرابر فرمان خدا ،ایوب نماد صبر در برابر شدائد ... را معرفی می کند. قرآن در استفاده از شیوه الگوسازی ، 2 نکته تربیتی اخلاقی را مورد توجه قرار داده است .نخست آنکه چهره های محبوب را گاه بطور کلی و با عناوین عام بیان کرده ( مانند :توابین ، متقین ، متطهرین ، مجاهدین و... ) و گاه به صورت خاص و به اسم در مورد انبیاء وغیرآنان – اما چهره های مطرود از نظر قرآن به طور عمده جز درموارد استثنایی (ابولهب) با توصیف عناوین کلی آنان (تجاوزکاران ،مسرفین ، کافرین و ... ) بیان شده است .و دوم انتخابگری در الگوهاست . قرآن با طرح چهره های محبوب ومنفور در کنار هم ، جامعه انسانی را به گزینش آگاهانه الگوهای موردنظر خویش دعوت می کند.
 
ج. تغییر موقعیت
 
 اثر گذاری شرایط محیطی گاه به قدری است که فقط به جابه جایی وتغییر موقعیت . تربیت فرد ممکن می گردد . اگرچه تغییر محیط ، معمولا هزینه دارد ولی بعنوان آخرین شیوه ایجاد محیط تربیتی مساعد ‌اجتناب ناپذیر میگردد و هجرت گاه به حد وجوب می رسد به گفته قرآن هنگامیکه فرشتگان برای قبض روح عده ای می آیند : آنان نامطلوب بودن محیط را بهانه وعذر خود می شمارند اما فرشتگان می گویند: آیان زمین خدا فراخ نبود؟ پس چرا هجرت نکردید .(70)
 
مبنای (5): مقاوت و تاثیرگذاری برشرایط :
 
 برخی مواقع انسان در مقابل شرایط ایستادگی می کند وحتی ممکن است تاثیر هم بگذارد ، این ویژگی از اختیار انسان است و مختص گروه خاصی نیست . قرآن می فرماید : یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لایضرکم من ضل اذا اهتدیتم : ای ایمان آورندگان به خود بپردازید که اگر هدایت یابید، گمراهان به شما آسیبی نتوانند زد .(71)
 
اصل (5) : مسئولیت ( اختیار، اراده ،‌آزادی و آگاهی ) :
 
 از نظر اسلام ،‌انسان موجودی مختار وخود آگاه و امانت دار خداوند است . قرآن می فرماید : إنا عرضنا الا مانه علی السموات و الارض و الجبال فابین أن یحملها و اشفقن منها وحملها الانسان .(72) برخی از امانت تعبیر به تکالیف الهی کرده اند .برخی هم شناخت خدا را امانت دانسته وبرخی اختیار وآگاهی را وعقیده دارند با وجود این دو عنصر ( اختیار و آگاهی ) انسان شایسته خلیفه الهی گشته است . پذیرفتن این که انسان برخوردار از ا ختیار و آگاهی است ،‌اگر بعنوان یک اصل تربیتی در نظر گرفته شود نتیجه اش تربیت افراد با اراده آزاد و آگاه می شود.(73) و افرادی که در قبال خود وسایرین احساس مسئولیت می نمایند . در نگرش اسلامی ، انسان همواره با یک سری الزام ها بایدهای بیرونی روبروست که تخطی از آنها مجازات را در پی خواهد داشت . اما این بایدها در عین حال منطق پذیر و قابل دفاع است و لذا درپیروی از آنها ، اکراه و اجباری نیست . لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی(74) براین اساس فرد در قبال این باید و نبایدها ، با الزامی نشات گرفته از دورن به عمل بپردازد.(75)
 روش های تربیتی : طبق اصل مسئولیت از دو روش تربیتی بحث خواهیم کرد .
 
الف. روش مواجهه با نتایج اعمال
 
 در این روش،‌امر و نهی جای ندارد و نفوذ و کارآمدی آن نیز ناشی از قدرت امر ونهی نیست .پشتوانه این روش ، حب ذات آدمی است . بر این اساس باید به نشان دان پیامدهای عمل فرد اکتفا کرد . هنگامی که فرد بیابد و ببیند که پیامد عمل وی ، زیان خود او را بار می آورد یا آنکه به سود خود اوست زمینه مناسبی برای یافتن انگیزه درونی نسبت به ترک یا انجام عمل را یافته است . مواجهه فرد با اعمالش در دو رتبه است در رتبه اول فرد را نسبت به پیامدها اگاه کرده ودر رتبه دیگر او را وا می داریم تا با نتایج اعمال روبرو شود که البته رتبه دوم کارآمدتر وقدرت متقاعد کننده در آن چشم گیرتر است . چشاندن نتایج عمل به عامل یک روش تربیتی است . چون باعث می شود انسان امکان بازگشت از خطا رابیابد . ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون : فساد ، به سبب کرده های مردم در برو بحر پدید آمدتا (خدا)نتیجه برخی اعمالشان را به آنها بچشاند باشد که بازگرداند.(76)در این آیه اشاره شده که نتیجه برخی اعمال را به مردم می چشانیم و این، بار تربیتی آیه را نشان میدهد.زیرا بیانگر آن است که مردم در حدی متنبه شوند و از خطا باز گردند ، دچار نتایج اعمال خویش می شوند .مربی در مقام انتقام کشی نیست ، بلکه باید به اصلاح بیاندیشد.
 
ب. روش ابتلا
 
 ریشه کلمه ابتلا ، معنی فرسایش می دهد . ابتلا ، آزمودن است که گویی فرد در اثر کثرت آزمایش ، فرسوده می شود . لذا خداوند در مقام تربیت انسان او را دچار ابتلا می کند.درقرآن ، 2 نوع ابتلا داریم . با تنگدستی که انسان به صبر آزموده می شود و با غنا که انسان به شکر آزموده می شود که البته دومی بدلیل اینکه انسان بیشتر در معرض لغزش و غفلت است سخت تر می باشد (ولنبلوکم بالشر والخیر فتنه .. و ما شما را به بدو نیک مبتلا می کنیم تا بیازماییم ) (77)بر اساس این روش مربی باید متربی را در کام عمل افکند تا او خود پستی ها و بلندی ها را زیر پا بگیرد و درهر یک ، توانهای معینی را در خود پدید آورد، واین در اصل بمعنای ثمردهی وجود متربی است .(78)
 
مبنای (6) تطور وسع آدمی :
 
 انسان ، استعدادهای مختلفی دارد .قرآن کریم می فرماید « هوالذی جعلکم خلائف الارض و رفع بعضکم فوق بعض درجات لیبلوکم فی ماآتاکم » (79)برتری افراد نسبت به هم در توانایی هایشان است که خدا بصورت فطری داده است و مهم استفاده از آنهاست که به آن شکر می گویند واگر افراد شکر را بجای آورند و تواناییها را در جهت درست بکارگیرند رشد می کنند لذا طبق فرموده قرآن « لئن شکرتم لا زیدنکم» (80)لغت وسع در« لایکلف الله نفسا الا وسعها» (81)می تواند بمعنای استعداد باشد ونیز تاب و طاقت او که در افراد متفاوت است (در هر فردی در عین معین بودنش ، فراز و نشیب های مختلفی دارد .)
 
اصل (6): عدل :
 
 چون آدمیان وسعهای مختلفی دارند اصل عدل بیانگر آن خواهد بودکه نمی توان رابطه تربیتی با افراد مختلف ویا با فردی در مراحل مختف زندگی اش را به یکسان در نظرگرفت بلکه باید این رابطه بصورت موازنه تنظیم شود .
 
روش های تربیتی
 
 
الف. تکلیف به قدر وسع :
 
 برطبق این روش ( چون افراد از حیث فهم وعمل دارای وسع های مختلفی هستند.) مربی باید در مواجهه با متربی ، چیزی بگوید که در طاقت فهم او باشد و چیزی بخواهد که درطاقت عملی اوباشد .خداوند خود این روش را به کار برده و از مردم همانقدر طلب کرده که به آنها داده است . لایکلف الله نفسا الا ما‌آتاها .(82) انبیا هم چنین روشی داشتند . پیامبر (ص) می فرمودند: ما انبیاء فرمان یافته ایم که با مردم به قدر عقل آنان سخن گوییم .(83) دراین روش مربی تنها مجاز است به وسع مخاطب خودنظر بدوزد وبرپایه آن تکلیف نماید .مثلا تکالیفی که می توانیم بر اساس سن کودک و بزرگسال از او انتظارداشت .
 
ب. مجازات به قدرخطا :
 
 باید میزان مجازات ونحوه آن تابع خطای متربی باشد و عوامل دیگری همچون وضع و حال مربی در حین مجازات آن را تحت تاثیر قرار ندهد (مثلا خشم مربی) بر اساس روش مجازات به قدر خطا مربی باید به این نکات توجه کند :
 1.مجازات ( به عمل خطا ) تعلق می گیرد ، نه به (نیت خطا )
 2.باید سهوی و یا عمدی بودن خطا را معین کرد .
 3.خطای سهوی اگر مقدماتش عمدی و اختیاری باشد مجازات دارد.
 4. مجازات فرد باتوجه به خطای شخصی یا اجتماعی بودنش ،تفاوت دارد .
 
مبنای (7) : کرامت و شرافت انسان
 
 انسان موجودی شریف ودر نیکوترین شکل آفریده شده است « لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم(84) »« و صورکم فاحسن صورکم » (85)حسن صورت انسان عبارتست از تناسب چهارچوب وجودی انسان با ا هدافی که خداوند برای وی در نظر گرفته است . (86) از قرآن 3 مسئله کاملا آشکار می گردد : 1) انسان برگزیده خداست 2) انسان با همه نقصهایی که دارد به مقام جانشینی خدا در زمین انتخاب شده است 3 ) انسان امانت دار یک شخصیت آزادی است که به ضرر خود ،‌آن را پذیرفته است .پس چون انسان دارای شرافت است مربی باید در جهت رشد وکمال آنها اقدام کند .
 
اصل (7): عزت :
 
 انسان بخاطر کرامتش ، امتیازاتی از سایر موجودات دارد . اصل عزت می گوید انسان مکرم رابایدعزیز داشت و خدا متکفل این امر می باشد.خدا رب العزه است هرگاه مایه کرامت (عقل) شکوفا شود در پرتوش،‌فرد از لغزیدن در ضلالت مصون می ماند واین مصونیت (تقوا ) سبب برتری افراد می شود . ولله العزه ولرسوله وللمومنین(87)
 
روش های تربیتی
 
 
الف. ابراز توانایی ها (نعمت ها ) :
 
 اگر انسان خود را ناتوان ببیند احساس ذلت می نماید پس می شود با ابراز توانمندی های او متربی را عزیز جلوه داده به دو شرط : اول اینکه خود را کارآمد ببیند و دوم اینکه بهره ای از تقوی داشته باشد و داشته های خود را عطیه الهی بداند .
 
ب. روش تغافل :
 
 این روش راهی است برای مخفی نگه داشتن ضعف های متربی ، تا عزتش شکسته نشود و این امر به بعد از به یقین رسیدن و مسلم شدن ضعف او است که در این مرحله باید تظاهر به غفلت از ضعف او کنیم . خصوصا درجائیکه متربی از بر ملاساختن خطای خود ابایی ندارد .تغافل نه تنها نشانه سادگی مربی نیست بلکه مایه بزرگواری او نیز هست . (88)
 
مبنای (8) : ضعف :
 
 در قرآن به ضعف های بدن ،‌عقل ونفس اشاره شده است . مورد اخیر ( ضعف نفس ) ویژگی عمومی انسان هاست و در مواردی آشکار می شود که انسان در برابر قبول مسئولیت قرار گرفته است قرآن می فرماید : خلق الانسان ضعیفاً(89)یعنی نفس انسان ضعیف بوده ودربرابر تکالیف ازپای می نشیند و دربرابرش قوت نفس است که او را قادر به تکالیف می کند .
 
اصل (8) مسامحت :
 
 انسان به خاطر ضعف نفسی که دارد در برابر تکالیف فرو می شکند پس اصل مسامحت برای او مراعات می شود . خدا اساس تکالیف را بر سهولت و قابلیت نیل قرار داده است . یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر .(90) لذا به آیین پیامبر (ص) ، آیین سهله ی سمحه اطلاق می شود مثلا خداوند تکالیف شاقی چون روزه رابرای مریضان ومسافران(که برایشان ضرردارد) عفونموده است وآنها معاف از این تکالیفند.

روش های تربیتی
 
 
الف. مرحله ای نمودن تکالیف
 
 مثل تحریم ربا که از منفورترین پدیده های بشری نزد خداوند است ولی طی مراحلی ممنوع و حرام گردید که ابتدا با ملایمت و سپس صراحتا ممنوع گردید که در آیات ذیل این مسئله را می توان یافت : آیه 39 روم ، آیه 130 آل عمران ، آیه 281 و 275 بقره .
 
ب. روش تجدید نظر در تکالیف :
 
 اگر ضعف متربی در انجام تکالیف ،‌روشن شد ، مربی آسانتر می گیرد و با تجدید نظر،تکلیف تازه ای را اعلام می نماید . مثلا خداوند حکم حرمت مباشرت با همسران در ماه رمضان را اعلام می کند ولی چون برخی به حرام افتادند حکم رابرداشته و مباشرت در شب های این ماه را حلال گردانید .(91)
 
مبنای (9) : جذبه ی حسن :
 
 هرچیزی که در انسان ، نشاط انگیزد ، دارای حسن است که اگر از طریق حسّ دریافت شود زیبایی و الّابمعنای خوبی خواهد بود.
 
اصل (9):‌آراستگی :
 
 در جریان تربیت باید صورت آنچه عرضه می شود را نیک آراست تا رغبت ها برانگیخته شود .
 
روش های تربیتی
 
 
الف. آراستن ظاهر :
 
 یک مربی باید با آراستگی ظاهر از عوامل نفرت و گریز تهی باشد و این بمعنای اشراف منشی نیست بکله در عین سادگی آراسته باشد « و ثیابک فطهر»(92)
 
ب. روش تزئین کلام :
 
 مربی نباید در عرضه کلام خود ، هر واژه ای را که زودتر از سایر واژه ها به ذهنش دوید ،‌به کارگیرد بلکه باید در پی آن باشد که تعبیرهای بلند بیافریند .
 
مبنای (10) : احسان :
 
 یعنی چیزی را به نحوی قرار دهند که دارای حسن باشد : « صورکم فاحسن صورکم » (93)« و أحسن کما أحسن الله الیک » (94)احسان نیز همچون زیبایی بر انسان موثر است و در وی قدر شناسی وتواضع را بر می انگیزد واز این روست که گفته اند : انسان بنده احسان است .
 
اصل (10) : فضل :
 
 هرگاه مربی ازمیزان ( عدل ) فاصله بگیرد و فراتر از آن رود ، به فضل روی آورده است . خدا درقرآن می فرماید : و لا فضل الله علیکم و رحمته فی الدنیا و الاخره لمسکم فیما أفضتم فیه عذاب عظیم .(95)لذا رفتار مربی درقید رفتار متربی نخواهد بود ، بلکه بر پایه اصالت رحمت ابراز می شود.
 
روش های تربیتی
 
 
الف . توبه :
 
 چنانچه برای کسانی که احیانا عمل نادرستی داشته اند را ه مسدود باشد وامکان بازگشت نبوده واحتمال تغییر رفتار نرود وناامیدی ایجاد شده و در زندگی سرخورده می گردند از نظر تربیتی باید راهی برای اصلاح و تغییر رفتار وجود داشته باشد . قرآن به آن دسته از افرادی که بر نفس خود اسراف کرده وحد آن را نگاه نداشته اند واز اعتدال خارج شده اند وخطا نموده اند خطاب کرده ومی فرماید : یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا(96)
 
ب. تبشیر :
 
 تبشیر بمعنای بشارت دادن به عطایایی است که پس از به دوش گرفتن تکالیف به فرد ارزانی خواهد شد و مظهری از فضل ورحمت است و در وجود آدمی امید می آفریند و او را آماده قبول زحمت می کند این روش همواره مورد استفاده انبیا بوده است . تبشیر ناظر به آینده است ولی تشویق متوجه گذشته است.

ج. مبالغه در عفو ( ابتدایی ) : اصل فضل مانع از آن است که فردبه محض ارتکاب اولین خطا مورد مواخذه ومجازات قرار گیرد بلکه مربی باید ابتدا عفو کند وحتی در این عفو مبالغه ورزد. نه اینکه در مجازات شتاب ورزد. ید عو کم لیغفر لکم من ذنوبکم و یوخرکم الی اجل مسمی ... (97)
 
 
مبنای (11) : اندیشه ورزی :
 
 اگرقومی به سبب عدم تفکر ، مورد نکوهش قرار گرفته اند ، در واقع نه به سبب عدم تفکر ، بلکه به علت « عدم تفکری معین » نکوهیده شده اند اولم یتفکروافی انفسکم(98)

اصل (11) : تعقل وتفکر:
 
 طبق مبنای اندیشه ورزی همه انسان ها درگیرتفکرند اما آنچه مطلوب است تفکر هدایت شده است که همسنگ ( تعقل ) می باشد. هرگاه تفکر و تعقل به نحو مترادف به کار روند مقصود همین تفکرهدایت شده است .تعقل پویش فکری انسان را از لغزشگاهها مصون می دارد و انرا کمک می کند تا به حقیقت هستی ( خداوند ) هدایت یابد قرآن می آموزد که عقل جز بر بستر علم نمی روید « وما یعقلها الا العالمون »(99)
 
روش های تربیتی ( مشاهده تجربه وتعقل )
 
 مشاهده و مطالعه طبیعت از اموری است که به انسان قدرت شناخت علمی می بخشد و او را برای تصرف در طبیعت آماده می سازد مثلا بعضی سُور قرآن به نام حیوانات نامگذاری شده تا اشاره ای باشد بر اهمیت مشاهده امور طبیعی مثل سوگند های قرآن به ماه و خورشید و ...قرآن افرادی را که مشاهده ندارند را به کور و ناشنوا تعبیر می کند ( حج / 36) .تجربه اندوزی هم از روش های پرورش اندیشه است و ذهنی که خالی باشد نمی تواند حکمی را بدون اشتباه بدهد. حضرت علی علیه السلام می فرماید عقل استعدادی است که بواسطه ی علم و تجربه زیاد می شود .(100) حضرت امیر می فرمایند :عقل دو گونه است :عقل طبیعی (استعداد) و عقلی که در اثر تجربه حاصل می شود .هر کدام که نباشد دیگری نتیجه مطلوب نمی دهد .(101)
 
مبنای (12) : آشنایی و بیگانگی با خداوند :
 
 انسان ضمیری آشنا با خدادارد که بخاطر غفلت و نسیان و با پرداختن به بعض شئون از شئون دیگر باز می ماند و آشنایی او با خدا را به بیگانگی او با خدا مبدل می سازد قرآن می فرماید : فذوقوا بما نسیتم .(102)
 
اصل (12): تذکر:
 
 جایگاه این اصل در اندیشه اسلامی ،‌آنچنان رفیع است که گاه تنها وظیفه پیامبر (ص) تذکر گرفته شده : انّما انت مذّکر (103)اصل تذکر یعنی گاه باید آنچه را فرد به آن علم دارد برای او باز گفت یعنی همیشه نباید حرف تازه زد ، دشواریهای آدمی همه بخاطر نادانی نیست وهمه دشواریهایش با علم چاره نمی شود . آنچه مایه ی هبوط آدم شد نادانی نبود زیرا او همه علوم را داشت - و علم آدم کلها (104)
 
روش های تربیتی
 
 
الف. موعظه حسنه :
 
 گاهی مستمع در برابر موعظه ، مقاومت حتی لجاجت می کند قرآن با قید حسنه نام برده تا از موعظه سیئه جدایش کند .« ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن (105) ویژگی های موعظه حسنه را می توان در 6 مورد خلاصه نمود : 1) سخن سنجیده همراه با حکمت 2 ) پند نیکو 3) با بهترین الفاظ با مخاطب بحث کند 4 ) توام با عمل باشد 5) خیرخواهی واعظ در موعظه اش هویدا باشد 6) پند خارج از حضور افراد باشد

ب. ذکر ویادآوری :
 
 ذکر و یادآوری از روشهایی است که برای توجه دادن افراد به امور اخلاقی و تربیتی و آگاه شدن از وظایف فردی و اجتماعی به کارمی رود قرآن برپیامبر (ص) می فرماید : فذکر ان نفعت الذکری(106)و ذکر ان الذکری تنفع المومنین .(107) انسان فراموش کار است و گاه از نتیجه وحاصل کارها غافل می شود . لذا باید او را متذکر برخی وظایف نمود وبه یاد او آورد که چه می کند وبه چه نتیجه ای می رسدو چه کاری باید بکند .
 
مبنای (13) : هدفمندی خلقت انسان
 
 از نظر اسلام انسان بیهوده خلق نشده وبه حال خود نیز رها نگردیده : افحسبتم انا خلقنا عبثا وانکم الینالا ترجعون - ایحسب الانسان ان یترک سدی (108) - و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون .عبادت که عبارت از تقرب به خدا و نفی همه معبود ها است ، طریقه ای است برای تکامل انسان و به وسیله آن انسان ارتقا می یابد واز مراحل پست حیوانی به درجات عالی انسانی می رسد . قرآن در جایی دیگر هدف خلقت را جانشینی خدا می داند : انی جاعل فی الارض خلیفه (109)
 
اصل ( 13) جهت داشتن اعمال ( هدفمندی اعمال )
 
 هدفمند بودن خلقت انسان ،‌هدفمند بودن اعمال را در پی خواهد داشت اگر انسان بداند که رفتار او دارای اثر و نتیجه خوبی است به تکرار آن رفتار تشویق شده و چنانچه بداند که انجام یک رفتار نادرست به نتیجه دردناکی می انجامد ، از آن عمل اجتناب می کند .این اصل بیانگرآن است که اعمال ماهمه هدفمند است وثواب و عقاب به آنها تعلق می گیرد . از نظر اسلام کار نادرست ، بدون کیفر و عقاب نیست مگر آنکه فرد تغییر رفتار دهد و توبه نماید . هم چنین کاردرست و ثواب ، پاداش خواهد داشت : و من یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره (110)
 
روشهای تربیتی :‌برقراری ثواب و عقاب اعمال
 
 اصولا برای تربیت واصلاح رفتار نوعی پاداش و ثواب لازم است . اگر نظم و بی نظمی ، تلاش و تنبلی و بطور کلی فساد و صلاح تفاوتی نداشته باشد در افراد انگیزه و میلی برای عمل صالح وکار درست ایجاد نمی شود .علی (علیه السلام ) در فرمان خود به مالک اشتر ( نامه 53) می فرمایند : هرگز نیکوکارو گناهکار در نزد تو یکسان نباشند ، زیرا این عمل ، نیکوکار را نسبت به کار خود بی میل می سازد و گناهکار را به بدی وا می دارد .
 
اما نتایج اعمال صالح :
 
 1.بهروری بیشتر و نتیجه مضاعف : من جاء الحسنه فله عشر امثالها (111)
 2.ارزش معنوی و مقام ومنزلت انسان : من یاته مومنا قد عمل الصالحات فاولئک لهم الدرجات العلی .(112)
 3.داشتن زندگی توام با رضایت خاطر : فاما من ثقلت موازینه فهوفی عیشه راضیه (113)
 4.استفاده بردن از زندگی عالی وحیات معقول .بنابراین در اسلام برای اعمال انسان ثواب و عقاب مقرر شده . وقتی متربّی بداندکه عمل درستش نتیجه مطلوب دارد به انجام آن ترغیب می گردد و دانستن اینکه عمل نادرست توام با کیفر است ، سبب پرهیز از تکرار آن عمل است . البته باید توجه داشت که در اسلام به پاداش ، بیش از کیفر اهمیت داده شده وسعی بر این است که از گناه و لغزش گنهکار چشم پوشی شود و مورد عفوورحمت و مغفرت قرار گیرد .(114)

[ جمعه 22 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 11:24 ق.ظ ] [ حسن زارع ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
تبلیغات
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 16721