قالب وبلاگ

X
تبلیغات
نماشا
رایتل

روان شناسی
روان شناسی یادگیری،شیوه های مطالعه، مهندسی معکوس تست های کنکور 
آخرین مطالب
بازی های جذاب و مهیج

تربیت دینی: گرایش های فطری  
 شاید مهم تر از فطرت و عوامل و گرایش های فطری نتوان به عناصر و عوامل دیگری اشاره کرد که این همه در تربیت دینی نقش کلیدی ایفا کند. هیچ نظام تربیتی به اندازه ی نظام تربیتی اسلام بر فطرت و گرایش های فطری تأکید نورزیده است. فطرت به تعبیری همان سرشت انسانی است که خداوند انسان را بر اساس آن آفریده است؛ سرشتی که شاکله ی انسان را دربر می گیرد و قابل تغییر هم نیست، هر چند ممکن است گرد و غبار هوا و هوس بر آن بنشیند و روی آن را بپوشاند. آفرینش انسان در بیان قرآنی و زبان روایات اسلامی بر پایه ی فطرت صورت گرفته است؛ یعنی هر فرد انسانی مجهز به نیرویی است که به کمک و هدایت آن می تواند به وجود خداوند پی ببرد، او را بشناسد و وی را پرستش کند. (1) در نظام تربیتی اسلام به خصوص نسبت به عاملیت و نقش کلیدی فطرت در تربیت دینی حساسیت فراوانی ابراز شده است.
 با این بیان، فطرت نیز همچون وحی، رسول هدایت و تربیت انسان است که با الهام از آن بسیاری از حقایق عالم را کشف می کند، و از جمله ی این حقایق و در رأس همه ی آن ها می توان از خداشناسی و خدایابی فطری یاد کرد. به تعبیر قرآن، به واسطه ی فطرت پاکی که انسان ها بر پایه ی آن آفریده شده اند، از آیین اسلام ناب رونمایی می شود: «فَأَقِم وَجهَک لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطرَةَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا لا تَبدِیلَ لِخَلقِ اللهِ ذَلِک الدِّینُ القَیِّمُ وَلَکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یَعلَمُونَ» (روم: 30) اسلام ناب، همان دین فطرت است و دین فطرت، آیین استوار و پایدار حق است. (2)
 فطرت به هر گونه ای که تبیین و تفسیر شود، «دست مایه و سرمایه ی تربیت و هدایت انسان در مسیر کمال جویی و سعادت یابی اوست. به همین دلیل انسان با برخورداری از فطرت ویژه ی خداجویی، استعداد و قابلیت لازم را برای گام نهادن در مسیر سعادت و نیل به مقصد و منظور آفرینش می یابد». (3) با توجه به چنین برداشتی، فطرت به دو عنوان معرفت شناختی و انسان شناختی قابل تحقیق و بررسی است. توضیح اینکه فطرت از طرفی، یکی از برجسته ترین منابع و ابزار معرفت، و از جانب دیگر، از مختصات انسانی و موضوع مهم روان شناسی به شمار می آید.
 فطرت در نگاه نخست، عنصری میان عقل و وحی است؛ درونی است، اما عقل نیست که نیازمند به کارگیری ابزارها و حرفه هایی چون استدلال و استخراج و استنباط باشد؛ بلکه فهم برخاسته از آن از درون می جوشد؛ ملهمانه است، اما وحی نیست که از ماورا فرو فرستاده شود؛ بلکه الهام درونی است که خداوند به قدرت و عنایت خویش در نهاد بشر به ودیعت نهاده است. بر این اساس فطرت در میان مباحث ناظر به مبانی معرفت شناختی تعلیم و تربیت جایگاهی بس کلیدی دارد. (4)
 امیالی چون میل به کمال و کمال جویی ـ اعم از کمالات علمی، معنوی، مادی، میل به زیبایی، میل به جاودانگی، میل به پرستش، میل به استقلال و در عین حال میل به اتکای به نقطه ی امن، میل به التذاذ، میل به رفاه و آسایش، میل به امنیت و آرامش و ... ـ همه از جمله امیال و گرایش های فطری اند. این میل ها نه تنها نقش مؤثری در تربیت دینی و زمینه سازی برای تحقق ویژگی ها و لوازم آن ایفا می کنند، بلکه از طریق تربیت دینی نیز تقویت و جهت می یابند. از آن میان، میل به پرستش، همچنین گرایش روحی و روانی و عاطفی به معبودی بسیار فراتر از انسان و جهان و خلق جهان، نقش زایدالوصفی در تربیت دینی و تأمین اهداف و مقاصد آن بر عهده دارد. به ملاک این میل و با پشتیبانی دیگر امیال فطری تربیت دینی شکل و قوام می پذیرد و محصول خود را در جهت دادن به این امیال و تعیین معبود و موضوع پرستش ظاهر می سازد. به طور کلی، امیال فطری همسو و هم گرا با یکدیگر بار سنگین تربیتی دینی را در وجود متربی سامان می دهند.
 مهم اینکه گرایش های فطری با توجه به ویژگی های ذاتی که دارند، از گرایش های طبیعی و غریزی متمایز می شوند و با توجه به این تمایز نقش بی بدیل خود را در تربیت دینی شخص ایفا می کنند.
 «پاکی، آراستگی، پیراستگی از هر آلودگی، تغییرناپذیری، تبدل ناپذیری، فسادناپذیری و فناناپذیری، همچنین انسان شمولی، سازگاری با وحی و عقل و خرد ناب و سرانجام الهی و ربانی بودن، از جمله ویژگی های برجسته ای است که برای فطرت و امیال فطری در نظر گرفته شده است. تربیت پذیری انسان و قابلیت او برای رسیدن به کمالات انسانی ـ الهی، همه به برکت نیروی قدرتمند و پالایش یافته ی فطری است که با ویژگی های یاد شده از جانب خداوند در نهاد انسان ها به ودیعت گذاشته شده است». (5)
 بدین ترتیب، تربیت دینی باعث می شود انسان دین باور دین مدار کمالات خویش را در گرایش به معبود حقیقی ببیند و لذت جاویدان و آرامش بی پایان را در ارتباط با او جست و جو کند؛ لذت و آرامشی که هرگز با هیچ رنج و بی قراری آمیخته نیست، به علاوه که پایدار و برقرار است. تربیت دینی بر این اساس با تربیت فطری همخوانی دارد؛ چرا که وجود انسان بر خدامحوری و دین مداری و دین گرایی سرشته شده است. مربیان دینی همواره باید فطرت و مقتضیات فطری را دست مایه ی تعالیم دینی قرار دهند و از این امکان عظیم فطری در جهت پیشبرد اهداف تربیت دینی بهره برداری کنند.
 غرایز و تربیت دینی
 
 انسان همچنان که محل هبوط و حضور فطرت است، کانون غرایز نیز هست. غرایزی چون عشق، نفرت، ترس، محبت، حیا، شرافت، کنجکاوی و تیزهوشی، همه از عاملیت ویژه ای در تأمین سازوکار تربیت دینی و اهداف موردنظر آن برخوردارند. غرایز، آن دسته از کشش های درونی و ذاتی اند که در وجود انسان اسباب برانگیختگی او را برای انجام دادن رفتاری یا پرهیز از کاری فراهم می سازند. غرایز برای انسان ارزش و جنبه ی کاملاً حیاتی دارند که بدون آن ها انسان از ادامه ی حیات انسانی خویش باز می ماند و دچار رکود می شود. دین به همه ی این غرایز جهت کمالی می دهد و بدون اینکه آن ها را سرکوب کند یا نادیده انگارد به انسان اجازه می دهد از وجودشان برای کمالات انسانی بهره برداری کند. از آن گذشته، انسان ها به طور غریزی دوست دارند امیال غریزی شان هر چه شایسته تر و پیراسته تر ارضا شود؛ از این رو تدین انسان به واقع پاسخ روشن و گویایی به حس و نیاز غریزی او به پالایش و پیرایش غرایز به شمار می رود. مراتب زیر پیوند دینداری را با برخی از غرایز سرآمد نشان می دهد.
 نقش تربیتی غرایز
 
 رابطه ی عشق و ایمان بر احدی پوشیده نیست. هر کس به آسانی با تأمل ساده در درون خویش درمی یابد چگونه به حقیقت ایمان و دیانت خویش عشق می ورزد، همچنان که درمی یابد تا عشق به مفاد ایمان در میان نباشد، ایمانی حاصل نمی شود. انسان شیدای معبودی است که می پرستد. اصولاً، «اله» را از این رو «اله»، نامیده اند که دلربایی می کند. «اله» یعنی، آنچه یا آن که دلرباست به گونه ای که دل واله را به جانب خود جذب کرده، او را از خویش غافل و به اله مشغول می دارد. بدین ترتیب، دین باوری و خداپرستی بر اساس کشش درونی است که شخص آگاهانه نسبت به معبود خود ابراز می دارد؛ خواه این معبود، حقیقی باشد یا دروغین. خاصیت این کشش التزام و تعهد و ارادت قلبی و رفتاری به خواسته های معبود است.
 همچنان که گذشت، ایمان چیزی جز حب و بغض نیست. (6) مؤمن از طرفی برخوردار از محبتی است که به ایمان و مفاد آن ابراز می دارد و از سوی دیگر کانون نفرتی است که نسبت به دین ستیزان و ایمان براندازان آشکار می سازد. حب و بغض، در واقع برانگیزاننده ی انسان به سوی انجام یا ترک کاری است. تربیت دینی به پشتوانه ی چنین انگیزه های غریزی به ثمر رسیده، آثار خود را در زندگی و رفتار شخص بر جای می گذارد.
 از سوی دیگر، ترس از آینده ی ناگوار، ترس از درگیر شدن در چنگ شیطان و هوا و هوس، ترس از زیان و خسران، نگرانی از پایان ناخوشایند و نظایر آن می توانند برانگیزاننده ی انسان برای پناه جویی به دژ مستحکم ایمان و عمل صالح باشند و زمینه را برای بهره برداری مناسب از تربیت دینی فراهم آورند. این سخن با اظهارات ماتریالیست ها که ایمان را محصول ترس بشر اولیه از عوامل مرموز می دانند، بسیار متفاوت است. ایمان برآمده از تربیت دینی، در حقیقت برآیند معرفت و فطرت حقیقت جویی انسان است که به برکت آن انواع ترس ها و نگرانی ها رنگ می بازد و در عوض عشق و تحرک و شجاعت و پویایی توان می یابد. به عبارتی، ایمان هر کجا که باشد، ترس و واهمه معنا ندارد.
 قرآن، با تأکید بر این حقیقت که هر کجا ایمان و عمل شایسته حاکم باشد، خوف و اندوه رخت خواهد بست، تناسب ایمان و عمل صالح و خوف را به روشنی بیان فرموده است. (7) علاوه بر این، قرآن ضمن هشدار جدی به انسان، به سوء استفاده ی شیطان از غریزه ی ترس انسان اشاره کرده و انسان را از پیروی شیطان زینهار داشته است. (آل عمران: 175) ایمان در هر صورت ایمنی بخش و آرامش آور است؛ چرا که در حقیقت ایمان به خداوند، طمأنینه و آرامش خاطر نهفته است.
 در هر صورت، وجود غرایز فوق باعث نوعی برانگیختگی در انسان می شود که در اثر آن انسان به خود می آید و برای جلب آرامش و تأمین مصالح یا رفع نگرانی ها و دفع زیان ها چاره اندیشی کرده، اقدام مقتضی را به عمل می آورد. بدیهی است چنانچه انسان به خواسته های غریزی از جنس بالا توجه لازم را معطوف نکند، دچار نوعی سردرگمی و ندانم کاری خواهد شد که به این سادگی جبران آن میسر نمی شود. در سایه ی تربیت دینی شایسته، انسان به امیال غریزی جهت می بخشد و از وجود آن ها و برداشت صحیح و مشروع از آن ها راه کمال را پیش روی خود هموار می سازد.
 پی‌نوشت‌ها:
 
 * استادیار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی
 1. محمدبن یعقوب الکلینی، الکافی، ج 2، ص 12.
 2. سیداحمد رهنمایی، درآمدی بر فلسفه ی تعلیم و تربیت، ص 242-243.
 3. همان، ص 251/ ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج 16، ص 186-187.
 4. سیداحمد رهنمایی، درآمدی بر فلسفه ی تعلیم و تربیت، ص 243.
 5. همان، ص 253.
 6. هَل الایمانُ الاّ الحُبّ وَالبُغض؟ محمدبن یعقوب کلینی،کافی، ج 2، ص 125.
 7. برای نمونه به این آیات توجه شود: بقره: 38/ بقره: 62/ بقره: 112/ آل عمران: 170/ مائده: 69.
 منبع:فصلنامه اسلام و پژوهش های تربیتی-

[ جمعه 22 مهر‌ماه سال 1390 ] [ 11:34 ق.ظ ] [ حسن زارع ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
تبلیغات
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 16721